السيد الخميني ( مترجم : فهرى )
شرح دعاى سحر 90
شرح دعاى سحر ( فارسى )
آنكه به منزلهايى كه در بين راه است عبور كند . پس ، از حضرت واحديت و عين ثابت در علم الهى به عالم مشيت تنزل كرده ، و از عالم مشيت به عالم عقول و روحانيان از ملائكهء مقربين ، و از آن عالم به عالم ملكوت عليا از نفوس كليه ، و از آن به عالم برزخها و عالم مثال ، و از آن به عالم طبيعت ، و عالم طبيعت نيز به مراتبى كه دارد تا پست ترين مراتب آن كه عبارت از عالم هيولى است و آن نخستين زمين است و به اعتبارى زمين هفتم و طبيعت نازله است ، و اين آخرين درجهء نزول انسان است . سپس شروع به سير كردن مىكند و به تدريج از هيولى كه مقبض قوس است تا مقام دنا فتدلّى فكان قاب قوسين أو أدنى 53 : 8 - 9 بالا مى رود . پس انسان كامل همگى و تمامى سلسلهء وجود است و دايره وجود با أو تمام مىشود و اوست اول و آخر و ظاهر و باطن ، و اوست كتاب كلى الهى ، و آن سه اعتبار كه در سلسلهء موجودات گفتيم در أو نيز متصور است . پس اگر أو را يك كتاب دانستيم آن وقت عقل و نفس و خيال و طبع أو ابواب و سورههاى أو بوده و مراتب هر يك از اين ها آيات و كلمات الهيهء آن كتاب خواهد بود . و اگر انسان را كتابهاى متعدد اعتبار كرديم ، هر يك از عقل و نفس و خيال و طبع ، كتاب مستقلى خواهد بود كه داراى ابواب و فصولى است . و اگر هر دو اعتبار را با هم منظور داشتيم يك دوره كتاب چند جلدى بوده و قرآنى خواهد بود داراى سورهها و آيهها . پس انسان به وجود تفريقى و به اعتبار تكثرش فرقان است چنان كه در حديث است كه « علي عليه السّلام فصل دهندهء ميان حق و باطل است . » و به اعتبار وجود جمعى اش قرآن است .